مثل باد سرد پاییز - غم لعنتی به من زد
حتی باغبون نفهمید - که چه آفتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد - تو تنم جوونه خشکید
اما این دل صبورم - به غم زمونه خندید
آسمون مست جنونی- آسمون تشنه خونی
آسمون مست گناهی - آسمون چه رو سیاهی
اگه زندکی عذابه - یه حباب روی آبه
من به گریه ها میخندم - میگم این همش یه خوابه
آسمون تو مرگ عشقو - توی یاخته هام نوشتی
این یه غمنامه تلخه - که تو سر تا پام نوشتی
من به لحظه شکستم - اگه نزدیک اگه دورم
از ترحم تو بیزار - من خودم سنگ صبورم
آسمون تیشه ت شکسته - من دیگه رو پام میمونم
منو از تنم بگیری - تو ترانه هام میمونم
تنها ماندم... تنها رفتی ...
خوگیرِ خودم
شما هم اون قدر تنها بودین یا هستین که خوگیرِ خودتون شین، دوست ومونس خودتون شین، با خودتون حرف بزنین ، سرش دادبزنین، با هاش قهر کنین بهش بخندین ، دوستش داشته باشین، بغلش کنین،... .
اون قدر تنها بودین که خودتونو ببوسین ، جلوی خودتون چای بذارین، خودتون با خودتون شام بخورین، خودتون به خودتون هدیه بدین،...
اصلن خودتون برای خودتون اس ام اس فرستادین؟!
شده وقتی حالتون خیلی بده خودتون دست خودتونو بگیرین که ....بااااام... خودتون خوردین زمین!
انگار تنهایی خیلی تنهاست چون می چسبه به آدم و ول نمی کنه... هر روز محکم تر ... بیش تر... غلیظ تر... و دیگه تنهایی.... تنهای تنها.
شاید فقط خودم اینا رو می خونم و شاید خودم ...
